هانس کریستین اندرسن، پدر ادبیات کودک جهان
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب: پسرکی که در دوم آوریل سال ۱۸۰۵ میلادی، در کلبه محقر کفاش فقیر در اودنسه واقع در جزیره فیونن در خانه به دنیا آمد، بعدها پدر ادبیات کودکان لقب گرفت. پدرش کفاشی تهیدست و علیل و رنجور، ولی زحمتکش، با فرهنگ و باسواد؛ و مادرش، زن ساده، خشن و بی سواد بود که رختشویی میکرد. اما همین مادر بی سواد و خرافاتی، اولین کسی بود که درهای جهان ادبیات شفاهی و عامیانه را به سوی هانس کوچک گشود.
هانس کریستین اندرسن، نویسنده مشهور دانمارکی، در خانواده فقیری به دنیا آمد، اما پدرش که به ادبیات علاقهمند بود، برای او داستانهای هزار و یک شب و نمایشنامههای شکسپیر را میخواند. اندرسن از همان کودکی به تئاتر علاقه نشان داد و با عروسکهایش نمایش اجرا میکرد.
هانس پدرش را در ۱۱ سالگی از دست داد و با فقر و سختی بزرگ شد. مدت کمی در مدرسه یتیمان و بینوایان به تحصیل مشغول شد، از آن جایی که بسیار حساس و عاطفی بود و از تحقیر و توهین وحشت داشت، مدرسه را رها کرد و با همان اندک سوادی که داشت، مطالعه را رها نکرد. گاهی دچار حملههای عصبی و گرفتگی عضلات میشد که بسیاری به اشتباه، آن را حملههای صرعی و غش میپنداشتند. شاگرد بافندگی و خیاطی را تجربه کرد و بعد هم در کارخانه توتون سازی مشغول به کار شد. در تمام این احوال، مادرش او را تشویق میکرد تا قصههای پریان بنویسد و خیمه شب بازی عروسکی راه بیندازد.
در ۱۴ سالگی به کپنهاگ رفت و به دلیل صدای رسا در تئاتر رویال مشغول به کار شد، پس از آن با حمایت مالی پادشاه فردریک ششم که یک مقرری مسافرتی به او اعطا کرد، از سال ۱۸۳۱ به خارج از کشور و دیگر کشورهای اروپایی سفر کرد. اندرسن کشورهای ایتالیا، فرانسه، اسپانیا، بریتانیا، پرتغال، سوئیس و آلمان را دید، در این سفرها با نویسندگان بزرگی مانند چارلز دیکنز و ویکتور هوگو هم آشنا شد.
او چندین سفرنامه و کتاب نوشت، اما شهرت اندرسن به خاطر داستانها و قصههای پریان اوست که آنها را بین سالهای ۱۸۳۵ و ۱۸۷۲ نوشته است. اولین دوره کتاب قصههای پریان او، در سال ۱۸۳۵ در دسترس همگان قرار گرفت. دومین دوره آن، در سالهای ۴۲-۱۸۳۸ انتشار یافت و سومین دوره آن، در سال ۱۸۴۵ به دست مشتاقان رسید. اندرسن، زمینه جدیدی را هم در سبک و هم در متن عرضه داشت و اصطلاحات و نظم و ترتیب و آرایش وازدهای زبان گفتاری را به طریقی به کار گرفت که در ادبیات دانمارکی تازگی داشت.
برخی از قصههای اندرسن، اعتقاد و باور خوشبینانه ای را در پیروزی خوبیها بر بدیها نشان میدهد: مانند ملکه برفها و جوجه اردک زشت و بعضی هم پایان غم انگیز و تلخی دارند؛ مثل دخترک کبریت فروش و پری دریایی کوچک. نویسنده در آنها، حسرت و آرزوی دستیابی به یک زندگی عادی و معمولی را بیان میکند که خودش هرگز تجربه نکرد. شناخت و آگاهی او از بدبختی و بی خانمانی، فقر و تهی دستی، درد و شوربختی ادمی و انعکاس آنها – در قصههایش، مفهوم و مضمونشان را بسیار قانع کننده، گیرا و جذاب ساخته است.
قصههای اندرسن در سراسر اروپا ترجمه شد؛ او بیش از ۱۵۰ داستان نوشت که به بسیاری از زبانهای دنیا ترجمه شدهاند از برجستهترین داستانهای او میتوان به این موارد اشاره کرد: دختر کبریت فروش، پری دریایی کوچک، ملکه برفی، فندک جادو، بند انگشتی، جوجه اردک زشت، لباس جدید پادشاه، ملکه گلها، قوهای وحشی، افسانههای باغ بهشت، آدمک چوبی، فانوس فرسوده، داستانهای کوتاه کودکانه، سرباز حلبی، دوشیزه یخها، اژدهای پنج سر، درخت صنوبر، و شاهزاده و نخود.
در اکثر آثار او، زندگی واقعی با تخیل چنان به هم گره خورده است که خواننده را به شگفتی وامیدارد؛ چرا که تفکیک این دو عنصر برای او بسیار دشوار است. تمام شخصیتهای داستانی و قهرمانان آثار او، اعم از حیوانات، پرندگان، گیاهان، حتی باد و دریا و اشیا و… سخن میگویند. اندرسن واقعیت و خیال را با استادی تمام در هم میآمیخت. قصههای پریان او آمیزه ای است از طنز و امور خارق العاده. آنچه در داستانهای او میخوانیم و میشنویم، در اصل خواستههای آمال، خصوصیات روحی و مسائل زندگی خود مردم است که با دقت و ظرافت خاصی، در قصهها گنجانده است.
هرچند بعضی از داستانهایش را از تاریخ، با قصههای شفاهی عوام و ادبیات عامیانه توده مردم دانمارک اقتباس کرده است؛ بیشتر قصهها از خلاقیت و استعداد و قریحه و ذوق خود او و نیز از تجربههای شخصیش یا تجارب دوستان و دشمنانش تأثیر پذیرفته که به شکلهای گوناگون و صورتهای مختلف، حضور خود را نشان دادهاند.
جایزه هانس کریستین اندرسن، نوبل ادبیات کودک
این جایزه که به «نوبل کوچک» معروف است، جایزه هانس کریستین اندرسن معتبرترین جایزه بینالمللی در حوزه ادبیات کودک است که هر دو سال یک بار توسط هیئت بینالمللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) به نویسندگان و تصویرگران اهدا میشود. از جمله معیارهای گزینش برندگان میتوان به کیفیت بالای زیبایی شناختی آثار نویسنده و تصویرگر، در نظر گرفتن مخاطب کودک، خلاقیت و نوآوری و اصالت و مهمتر از همه داشتن سهم جاودان در ادبیات کودکان جهان اشاره کرد. برندگان این جایزه مدال طلایی با تصویر هانس کریستین اندرسن و یک دیپلم دریافت میکنند.
جایزه نویسندگی از سال ۱۹۵۶ و جایزه تصویرگری از سال ۱۹۶۶ آغاز شد. آثار بر اساس کیفیت هنری و ادبی، توانایی درک دیدگاه کودکان، و ایجاد کنجکاوی و تخیل در آنها ارزیابی میشوند.
برخی از نویسندگان و تصویرگران برجستهای که این جایزه را کسب کردهاند عبارتند از: هاینز یانیش (نویسنده، اتریش) و سیدنی اسمیت (تصویرگر، کانادا) جودی بلوم (ایالات متحده) جان آگارد (بریتانیا) گوستی (آرژانتین)
تاکنون هیچ نویسنده ایرانی بهطور رسمی برنده جایزه هانس کریستین اندرسن نشده است. اما فرشید مثقالی در سال ۱۹۷۴ بهعنوان تنها تصویرگر ایرانی، این جایزه را در بخش تصویرگری دریافت کرد. از بین نویسندگان ایرانی، هوشنگ مرادی کرمانی در سال ۱۹۹۲ مورد تشویق هیئت داوران قرار گرفت و فرهاد حسنزاده در سال ۲۰۱۸ لوح سپاس را دریافت کرد.
برخی از نویسندگان ایرانی که نامزد دریافت این جایزه شدهاند عبارتند از: هوشنگ مرادی کرمانی (۱۹۹۲) محمدرضا یوسفی (۲۰۰۰) فرهاد حسنزاده (۲۰۱۸ و ۲۰۲۰)و جمشید خانیان (۲۰۲۴).
توران میرهادی (۱۹۷۶،۱۹۷۸، ۱۹۸۶،۱۹۸۸)، ثریا قزل ایاغ (۱۹۹۲)، منصوره راعی (۱۹۹۸ ،۲۰۰۰)، زهره قایینی (۲۰۰۲، ۲۰۰۴)، پرناز نیری (۲۰۰۶) و سحر ترهنده (۲۰۱۲) عضو هیئت داوران این جایزه بودهاند. زهره قایینی سرپرست مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان و عضو شورای کتاب کودک ایران در سال ۲۰۰۸ و ۲۰۱۰ در جایگاه رئیس هیئت داوران این جایزه قرار گرفت و هماکنون عضو هیئت مدیره این دفتر است.
همچنین به پاس خدمات اندرسن به ادبیات کودک، روز تولد او (۲ آوریل) به عنوان «روز جهانی کتاب کودک» نامگذاری شده است.
سرانجام پسرک قصه گو
هانس کریستین اندرسن هفتاد سال عمر کرد، و این زمان کافی بود تا زادگاهش اودنسه را _که به افتخار او چراغانی شده بود_ به چشم خود ببیند. او مردی حساس و متفکر بود، این دو خصیصه از کودکی، از همان زمانی که فقر و تنهایی به سراغ او آمده بود، در وجود او جوانه زد. به اعتقاد خودش و بسیاری دیگر، آثار او سرگذشت خودش و بخشی از قصه پریان است: پسر کفاش فقیری که به دنبال شهرت و محبوبیت، خانه را ترک میکند و سرانجام، معروفترین پسر کشور دانمارک میشود. مثل جوجه اردک زشتی که قوی زیبایی شد.
وقتی در آخرین سالهای زندگیاش، داشتند مجسمهای برایش طراحی کرده میکردند که عدهای کودک دور او جمع شده بودند، عصبانی شد و اعتراض کرد و در دفتر خاطراتش نوشت: «قصههای پریان من، همان اندازه که متعلق به بچههاست، به بزرگترها هم تعلق دارد. من به همه نسلها وابستهام.»
با این حال او وصیت کرده بود مراسم تشییعاش با موسیقیای مناسب قدمهای کودکان برگزار شود. هانس کریستین اندرسن هرگز ازدواج نکرد، و قصه زندگی اش در ۴ اوت ۱۸۷۵ به پایان رسید. پسرک قصه گوی دانمارکی باری گفته بود: «داستانها، چون بذرهای گیاهان هستند که همه جا پاشیده شدهاند. تمام چیزهایی که برای آنها لازم و ضروری است تا یکباره به گل بنشینند، نفس نسیمی، پرتوی از خورشید، یا اندکی تجربه تلخ است.»